
هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقانه مال تو این شبای بی بقراری مال من
منم اون حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رؤیا
اما بیدارم و مثل تو تنهای تنها
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط شیوا
|