
لحظــه ها رو بــا تــو بــودن ، در نگـــاه تــو شکـفتـــن
حس عشـق و در تــو دیـدن ، مثــل رؤیـای تـو خـوابــه
بـا تـو رفتـن ، بـا تـو مونـدن ، مثـل قصه تـو رو خونـدن
تــا همیــشه تـو رو خـواستـن ، مثـل تـشنگــی و آبــه
بـی تـو امـا سر سپــردن ، بــی تـو و عشـق تـو بـودن
تــو غـبــار جـاده مـونـدن ، بــی تـو خـوب مـن محـالــه
بـی تـو حتـی زنـده بـودن ، بـی هـدف نفـس کشیـدن
تــا ابــــد تــو رو نـدیــدن ، واســه مـن رنـج و عـذابـــه
تـوی آســمون عشـقم ، غیــر تــو پــرنــده ای نیـسـت
روی خـامـوشـی لبـهام ، جز تـو اسم دیـگری نیـسـت
تـوی قلـب مـن نـه عـزیـزم ، هیـچ کسی جایـی نـداره
دل عاشـقم بـه جـز تـو ، هیـچ کسی رو دوست نـداره
اگه چشمات من و می خواست ، تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود ،جون به دستات می سپـردم
اگـه اسممو مــی خـونـدی ، دیـگه از یـاد نمــی بـردم
اگـه بـا مـن ، تـو مـی مـوندی ، همه دنیا رو مـی بردم
