
زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم
اگه میشد واسه گریه رو شونت سر می گذاشتم
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط شیوا
|

زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم
اگه میشد واسه گریه رو شونت سر می گذاشتم

هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقانه مال تو این شبای بی بقراری مال من
منم اون حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رؤیا
اما بیدارم و مثل تو تنهای تنها