
کـاش الآن آغــوش گـرمت سـر پنـاه خسـتگیـم بـود
دو تـا چشمـات پـر از اندوه واسه دلشکستگیـم بـود
آرزوم ایـنـــه کــه دستــام تـوی دستـای تـو بـاشـه
تنــگـی ایـن دل عـاشـق بــا نـــوازش تــو وا شــه
واسـه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط شیوا
|
